فلسفه زنده نگهداشتن نام حسین(ع)
عزادارى معمولى در افراد عادى، اسلام مىگويد سه روز است؛ يعنى اگر كسى پدر يا برادرش مرد، سه روز بهعنوان يك فرد عزادار در خانه مىنشيند، مسلمين هم وظيفه دارند به تسليت او بروند و بعد از سه روز بايد غائله را خاتمه بدهد.
تنها موضوعى كه گفتهاند براى هميشه بايد آن را احيا كنيد و برايش بگرييد، آن را زنده نگه داريد و نگذاريد فراموش بشود، مسئله عزادارى حسين بن على(ع) است، چرا؟
آيا حسين بن على نيازى دارد كه ما و شما بياييم بنشينيم برايش گريه كنيم، مثلًا تشفّى قلبى پيدا مىكند، العياذ بالله عقدههاى دلش خالى مىشود؟ يا عقدههاى دل فاطمه زهرا و يا حضرت امير خالى مىشود؟ اصلًا آنها عقده دل دارند كه بخواهند خالى كنند؟ پس مسئله چيست؟ تشفّى اين است كه اسلام، اصلى دارد به نام اصل عدل: انَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسانِ وَ ايتاءِ ذِى الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان میدهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهی میکند؛ خداوند به شما اندرز میدهد،(نحل/90)
اسلام اصلى دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگرى، اصلى دارد به نام حماسه شهادت.
حسين، سمبل احياى عدالت اسلام است. حسين سمبل مبارزه با ظلم در دنياى اسلام است، حسين حماسه شهادت است، حسين شعار عدالت اسلامى است، شعار عدالت است. تا شما نام حسين را زنده نگه مىداريد، يعنى ما طرفدار عدالت اسلامى هستيم.
اينكه پرچم سياه بالاى خانهتان مىزنيد يعنى من وابسته به حسينم، كدام حسين؟ همان حسينى كه در راه عدالت شهيد شد. پس من وابسته به عدالت اسلامىام. من وابسته به حسينم، كدام حسين؟ همان حسينى كه در راه خدا هرچه داشت داد، آن حسينِ پاكباخته در راه خدا. پس من طرفدار پاكباختگى در راه خدا هستم.
خود همين شعار است. اسم بچهتان را هم كه حسين مىگذاريد- اگر توجه داشته باشيد- مىخواهيد اين شعار را زنده نگه داريد.
اين است كه به ما گفتند نگذاريد اين [حادثه] فراموش بشود. سال به سال اين خاطره را تجديد كنيد.
وقتى متن وقايع را بازگو مىكنيد مىبينيد چگونه است كه حسين براى عدل اسلامى قيام كرد و در مقابل ظلم ايستادگى كرد؛ صحنهاى و حماسهاى مىبينيد كه نظيرش در همه دنيا هرگز وجود ندارد.
*مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج25 صص: 371-370- با تلخیص و ویرایش